ملانصرالدین
روزی ملا نصرالدین از زنش پرسید وقتیکه شخص بمیرد، چگونه معلوم می شود که مرده است؟
زن گفت علامت آن اینست که دست و پایش سرد میشود. پس از چند روز ملا برای آوردن هیزم به جنگل رفت و چون هوا بسیار سرد بود، دست و پایش یخ کرد.
سخن زنش را بخاطر آورده با خود اندیشید که مرده است. در حال خود را به زمین انداخته چون مردگان دراز کشید.
اتفاقا یک دسته گرگ رسیده و خر او را دریده شروع به خوردن کردند. ملا آهسته سر را بلند نموده گفت : اگر نمرده بودم ،
به شما می فهماندم خر مردم خوردن چه نتایجی دارد .